× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
1 / 3

خانه ‌ی روزانه، خانه ‌ی شبانه

ناشر: افراز

نویسنده:

مترجم: مسلم بخشایش

صفحات کتاب : 323

کنگره : ‏‫‭PG7164‭‬ ‭

دیویی : 891/85373

کتابشناسی ملی : 7269086

شابک : ‏978-600-326-580-6

سال نشر : 1399

خلاصه اثر

معرفی کتاب خانه ‌ی روزانه، خانه ‌ی شبانه

کتاب خانه ‌ی روزانه، خانه ‌ی شبانه نوشته اولگا توکارچوک با ترجمه مسلم بخشایش توسط انتشارات افراز منتشر شده است. اولگا توکارچوک اندکی پس از نقل مکان به کلودزکو یک روز که داشت از کنار یک کلیسا می گذشت متوجه مجسمه ی یک قدیس شد و همین پایه های رمان بعدی او را با نام خانه ی روزانه، خانه ی شبانه شکل دادند، رمانی که در سال 1998 چاپ و منتشر گردید. این رمان اولین تلاش اولگا توکارچوک در سبک موسوم به صور فلکی (ترکیب خاطره، داستان و اسطوره) بود که البته بعدا در رمان گریزها نیز از آن استفاده شد. رمان بعدی او هم از دل یک سری سفرهای بی حد و حصر و آزادانه بیرون آمد.

او سبک منحصر به فردی در روایت دارد چرا که با استفاده از داستان های کوتاه کوتاه در پی پرداختن به مسائل گوناگونی است که اگر این موجز بودن در قبال شان رعایت نمی شد قطعا نتیجه ی مطلوبی هم به دست نمی آمد. او در کتاب هایش به تمامی حوزه ها اعم از فرهنگ، سیاست، مسائل اجتماعی و روزمره، مناسبات بشری و ... اشاره درستی می کند و از این رهگذر به دنبال اصلاح و پیشرفت در تمامی این حوزه هاست. او بدلیل همین نوع روایت بدیع و البته آمیختن صحیح و دلپذیز انواع و اقسام حوزه ها به همدیگر موفق به دریافت جایزه ی نوبل ادبیات 2018 و جایزه معتبر من بوکر 2018 شد.

گزیده کتاب خانه ‌ی روزانه، خانه ‌ی شبانه

در خانه‌ی مارتا قفل بود. پس با لگد بازش کرد. البته بعد از شنیده شدنِ غژغژ زننده‌ی لولای در! مارِک مارِک با حال نزار وارد آشپزخانه‌ای شد که گویی همین دیروز مارتا آنجا را ترک کرده. رومیزی شمعیِ کشیده‌شده بر روی میز آشپزخانه آن قدر بلند بود که به کف می‌خورد. رویش یک چاقوی بزرگِ مخصوص بریدن نان وجود داشت. مارِک مارِک به سرعت زیر میز سرک کشید اما چه فایده که چیزی آنجا نبود! 

او به سراغ کابینت‌ها رفت. و سپس به سراغ اجاق و سبد هیزم‌ها، و نهایتاً هم نگاهی به درون کشوهای دراوری انداخت که در آن ها یک سری ملافه به شـکل منظمی چیده شده بودند. همه‌چیز بوی رطوبت زمستانی می‌داد؛ برف، فلز و چوب نم کشیده. او به همه‌جا نگاه کرد و حتی بعد از لمس کردن لحاف و تشک مارتا، دستش را در چکمه‌های پلاستیکیِ نسـبتاً کهنه‌ای هم فرو کرد. او تصور روشنی از مارتا در پاییز داشت، او می‌دانست که مارتا قبل از ترک خانه‌اش آن بطری‌ها را بسته‌بندی کرده و کنار می‌گذارد. اما جای دقیق‌شان را نمی‌دانست. او گفت: «پیرِ سگ!» و زد زیر گریه. او پشت میز غذاخوری نشست و سرش را در میان دو دستش گرفت، اشک‌هایش هم بعد از افتادن به روی آن رومیزی توانستند حداقل مقداری از آن فضله موش‌ها را بشویند و با خودشان ببرند.

کتاب الکترونیکی

23,000 تومان

حجم : 3.2 مگا بایت

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان افراز (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

افزودن به سبد خرید

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 331

موضوعات

فهرست

مقدمه‌‌ی مترجم
خواب‌‌
مارتا
فلان آقا
رادیو نُوا رودا
مارِک مارِک
خواب‌‌ها
روز ماشین‌‌ها
آموس
نخود فرنگی
ماهی سلکانت
کتاب‌‌های راهنمای مسافرت به پی‌‌ینتو
پای مخملی
مزایای قارچ بودن
دیوانه‌‌ی عشق
آغاز زندگی کومرنیس
کودکی کومرنیس
اولین اقامت کومرنیس در صومعه‌‌ی بندیکتی
آغاز دوره‌‌ی کارآموزی کومرنیس و آماده شدنش برای سرسپردگی به خداوند
کومرنیس فرزندان کونراد کارلزبرگ را شفا می‌‌دهد
کومرنیس ارواح مریض و رنجور ناشی از قلوب ناپاک را درمان می‌‌کند
کومرنیس برای وفای به عهدش به صومعه بازگشت
پدر در پی تصاحب کومرنیس
کومرنیس توسط پدرش ربوده شده و زندانی می‌‌شود
دعا و نیایش‌‌های کومرنیس در حبس
معجزه‌‌ی کومرنیس
حضور مجدد شیطان و سه فریبکاری‌‌اش
نتیجه‌‌گیری
تولیدکننده‌‌ی کلاه‌‌گیس
مرز
ستاره‌‌ی دنباله‌‌دار
چه کسی داستان این قدیس را نوشته و او اینها را از کجا می‌‌داند؟
مرغ‌‌ها و جوجه‌‌خروس‌‌ها
خواب‌‌ها
یک خواب اینترنتی
چیزهای فراموش شده
آلمانی‌‌ها
پیتر دیتر
ریواس
خلقت و پیدایش عالم
چه کسی داستان این قدیس را نوشته و او اینها را از کجا می‌‌داند؟
کیک چمن
خواب اینترنتی
جداول نجومی
آتش
چه کسی داستان این قدیس را نوشته و او اینها را از کجا می‌‌داند؟
آلرژی چمن
فرانتس فراست
همسرش و پسرش
طرز تهیه‌‌ی قارچ آمانیتا با خامه‌‌ی ترش
راه‌های منتهی به مرگ مارتا
بو
تصور کومرنیس از هیلاریا
عید پیکر مسیح
یک خواب
هیولا
باران
سیل
ناخن‌‌ها
نهان‌بین (غیب‌گو)
اصلاحات
مرد دست دوم
سفیدی
جولای پر ماه
قوه‌‌ی شنوایی
چه کسی داستان این قدیس را نوشته و او اینها را از کجا می‌‌داند؟
خواب
قارچ سماروق با خامه‌‌ی ترش
طرز تهیه‌‌ی قارچ سماروق با شراب و خامه‌‌ی ترش
موج هوای گرم
کلمات
اِرگو سام
اندوه و آن احساسی که از اندوه هم بدتر است
دو خواب کوچولوی اینترنتی
اصلاح موی سر
عمارت
عمارت من
پشت‌‌بام‌‌ها
چاقوسازان
جنگلی که نابود می‌‌شود
مردی با یک اره
ارگو سام
نیمی از زندگی در تاریکی می‌‌گذرد
قارچ‌‌ها
دسر سماروق شیرین
چه کسی داستان این قدیس را نوشته و او اینها را از کجا می‌‌داند؟
پایان
آلوئه ورا
آتش بزرگ
به‌‌طرف فرمانرواییِ لهستانی‌‌ها‌‌
بشقاب مفرغ
دایه
تصنیف چاقوسازان
گنج‌‌یابی
گل‌‌های کوکب
آمانیتای شکم‌‌پر
یک مرد و یک زن
سکوت
یک مرد و یک زن
بیداری مارتا
تمیز و مرتب کردنِ اتاق زیر شیروانی
نُوا رودا
موسس
ماشین رستگاری
من گفتم که ما داریم می‌‌رویم، فردا روز قدیسین است
غیب‌‌گویی آسمانی

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات