× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
1 / 3

دختری مثل او

ناشر: افراز

نویسنده:

مترجم: پارسا حاجی حسینی

صفحات کتاب : 365

کنگره : PQ2680

دیویی : 843/914

کتابشناسی ملی : 5750608

شابک : 978-600-326-442-7‬‬

سال نشر : 1398

خلاصه اثر

مارک لوی نویسنده کتاب دختری مثل او اهل فرانسه است. او از سال 2000 میلادی به نگارش رمان روی آورده است و کتاب های او از همان ابتدا در صدر پرفروش ترین ها در فرانسه جای گرفته اند. رمان های او به بیش از 42 زبان ترجمه شده اند و از برخی از آن ها فیلم نیز تهیه شده است.

از ویژگی های بارز لوی این است که خیال، امر شگفت انگیز و واقعیت را به گونه ای بی بدیل با یکدیگر پیوند می زند و سرانجام، در پایان داستان، حتی شگفت انگیزترین رویدادها نیز توجیهی بر اساس دنیای واقعی پیدا می کنند. در این راستا می توان به رمان هایی چون «و اگر می شد از نو بنا کرد چه» و «سفر عجیب آقای دالدری» اشاره کرد.

گزیده ای از کتاب دختری مثل او:
قبول نکردم که برایم آمبولانس بگیرند، اول بخاطر این که دوست ندارم سوار ماشین بشم. در بچگی، هر وقت که سوار ماشین پدرم می شدیم تا خرید کنیم یا بعد از ظهر آخر هفته را در نیویورک بگذرانیم، آن سفر، مخصوصا برای پدر و مادرم، به کار طاقت فرسایی تبدیل می شد. نمی دانم دلیلش چه بود؛ بوی چرم، تکان خوردن های ماشین، یا عادتی که داشتم آینه را طوری تنظیم کنم تا ببینم پشت سرم چه می گذرد، به هر حال همیشه با تعداد قابل توجهی از پاکت که مامان قبل از حرکت، روی زانو هایم می گذاشت سفر می کردم، و بابا هم باید اغلب برای دور انداختن پاکت هایی که به تدریج پر می کردم توقف می کرد. در پنج سالگی، فقط با شکم خالی سفر می کردم، و وقتی که برای تشنگی ام اعتراض می کردم، پدر و مادرم هیچ توجهی نمی کردند...

کتاب الکترونیکی

22,000 تومان

حجم : 3.3 مگا بایت

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان افراز (نسخه اندروید) قابل استفاده است.

افزودن به سبد خرید

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 544

موضوعات

فهرست

اتفاقات زندگی من در گذر روزها
روزی که بیمارستان را ترک کردم
روزی که بانداژ من را عوض کردند
روزی که به نیویورک برگشتم
روزی که به خانه برگشتم
روزی که سوار مترو شدم
روزی که بازسازی را شروع کردم
روزی که ژولیوس را زدم
روزی که عطر گل های رز را حس کردم
روزی که از پاهای مصنوعی ام استفاده کردم
روزی که در یک کاخ خوابیدم
خاتمه

محصولات مشابه

بیشتر

نظرات