× حساب کاربری تاریخچه سفارشات شارژ حساب افزایش اعتبار حساب با کارت شارژ کتابخانه من تراکنش های مالی کارت خرید خروج از حساب کاربری
0 امتیاز
0 نفر

آب سپاری نور مغروق

نوع اثر : کتاب

ناشر : افراز

نویسنده :

قیمت نسخه مکتوب : 7,900 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 111

رده بندی کنگره : ‏‫PIR8358‭/‮الف‬8256‏‫‬‭آ43 1394

رده بندی دیویی : ‏‫‭8‮فا‬1/62

شماره کتابشناسی ملی : 4125211

شابک : ‏‫‭‭9786003262331

سال نشر : 1391

خلاصه اثر

و بگذار حال که زبان
پیِ لغتی سخت زا سنگین است
صدایت کنم، خواهرم
و گفته بودم البتّه که روز خواهد رسید
و خود چه بود روز جز فرشتگان؟
فرشتگانِ تاریک بر میزِ آرایش
پس چگونه مرگ فرو نچکد از مژه هاش؟



ابرها به افق برگشته اند.
در کوچه زنی که از ابتدای من عتیق ت ر است می گذرد
با موهای زخمی
در کوچه زنی که از ابتدای من
تَر است می گذرد
شاخه های ختمی در دست
می گذرد زنی که از افق
در کوچه دست
می گذرد.
خاطره در گلدانی عامی دَلَمه بسته ست،
اتاق بیهوده پیر می شود وَ ابرها به افق برگشته اند...

کتاب دیجیتال (قالب بسته)

3,900 3,120 تومان

حجم : 1.0 مگا بایت

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 111

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان افراز (نسخه اندروید و iOS) قابل استفاده است.

کتاب صوتی

5,000 4,000 تومان

گوینده : میلاد کامیابیان

حجم : 57.5 مگا بایت

طول صدا : 94 دقیقه

تعداد صفحات نسخه دیجیتال : 30

توجه: این کتاب فقط در نرم افزار کتابخوان افراز (نسخه اندروید و iOS) قابل استفاده است.

کتاب (نسخه کاغذی)

9,000 7,200 تومان

تعداد صفحات نسخه چاپی : 113

شابک : 9786003262331

وزن : 120

نوبت چاپ : 1

موضوعات

فهرست

خیال مرگهای خودش را دارد
با خون بی قاعده اش می آید
ابرها به افق برگشته اند
زنی که اعداد راحتش نمی گذاشتند
ادامه چداغ بماند برای سفید
برهوت - برهوت – برهوت
سقوط وردخانه پدری سه گانه دق برای عمه ها اکابر و اجداد
صلیبی
تثنیه ی نور در شیشه ی کبود
سفر عقرب سلوک در حواشی برج
مدوسا در تجریش
صلیب های بیابان بی شمارند مراثی بادبرای پدرپسروما
وتو تازه چشم بند زده بودی
روستا پاستورال
جهان چگونه میرسد به انتها؟
چند ایده درباره ی منشا خواب ها
پشت پلک تو چه کسی مرگ مرا نظاره می کند ؟
پنج روش برای پاییدن خاتون فلزی در نیم شب
پنجره ی رو به مزار
بیرون کشیدن پرتره ی خواهر از خاکستر
گلدان خوش نقش
خطای باصره در سه لت
عصر کاتب
در چشم گربه
فرشته ای عصر ها پرسه میزند حوالی سیدخندان
و همانا شما را به شکل مهیب خاطره آفریدیم
آن سان که بگریند جلادان
کتاب ها نشسته اند این کنار خاموش اند
روز فرشته
اختتام و گشایش

محصولات مشابه

بیشتر